متن زير به روايتي نوعي نثر يا شعر نو هست كه يكي از دوستان بر حسب درد دل در سايت انجمن اينترنتي مسلمانان قرار داده بودند .از آنجايي كه متن زيبايي است،بر آن شديم تا اين متن را در وب خود نيز قرا دهيم.به اميد روزي كه ابراز و دفاع از عقيده مان جرمي نا بخشودني نباشد.
تو چه می دانی یعنی چه؟
اما چه می دانی چشم به در دوختن و نفس در سینه حبس کردن که پدر می آید یا نه یعنی چه؟ اما چه می فهمی که وقتی عزیزتر از جانت را هتاکی می کنند یعنی چه؟
اما چه می فهمی که سوزن زیر ناخن فرو کردن؛آن هم به جرم دفاع از عقیده یعنی چه؟
اما چه می فهمی که گم شدن برادرانت و پیدا شدن جسدشان یعنی چه؟
اما چه می فهمی که هر وقت در جاده ای حرکت می کنی،ترس از اتوبوس یا تریلی که از روبه رو به سمت تو می آید و ممکن است همانی باشد که مامور است،یعنی چه؟
اما چه می دانی که چشم دوختن در چشم یتیمی که به جرم فریاد برآوردن پدر برای دفاع از عقیده،یتیم شده یعنی چه؟
اما چه می دانی که وقتی دو ناشناس تعقیبت می کنند،به جرم خرید یک سی دی اسلامی،یعنی چه؟
اما چه می دانی مال و منالت را به هزار بهانه مصادره کردن یعنی چه؟
تو چه می دانی که سنی یعنی چه؟
تو چه می دانی که اهل سنت چگونه زندگی می کنند؟
کجا داغ هایشان را دیده ای؟
کجا دردهایشان را شنیده ای؟
نه تلویزیونی،نه رادیویی،نه روزنامه ای،نه مجله ای،نه کتابی،نه چیز دیگری و نه حتی فریادی که به دیگران بگویی چه هستی،تو چه می دانی یعنی چه؟
تو خراب شدن خانه ها را در تلویزیون دیده ای
خراب شدن خانه ات را نمی فهمی یعنی چه؟
بوقی گوشخراش به نام وحدت
سالی مسخره به نام انسجام اسلامی
ملتی با قلم های شکسته
زبان های بریده
و هندوانه هایی زیر بغل!
تو چه می دانی یعنی چه؟
به خدا نمی دانی
چیزهایی شنیده ای
ولی نمی دانی یعنی چه
چیزهایی دیده ای
ولی نمی دانی یعنی چه
تو کجا بودی که آن دم بشنوی صدای بلدوزرها را
تو نبودی آن دم که شیخ فیض با قرآن های درونش در توالت ها مدفون شد
تو چه می دانی یعنی چه؟
تو کجا بودی که آن دم که رگبار بالگرد کبری بر گلدسته های مسجد مکی طنین انداز شد
رگبار آغاز شد
جوی خون آغاز شد
فریاد ملت سنی بر آسمانها باز شد
تو چه می دانی یعنی چه؟
ناله دیدی؟
ضجه بشنیدی؟ نه
تو چه می دانی یعنی چه؟
آن صدای گوشخراش آن بوق بد آواز
آن سوگ نامه ها بنوشته
غریوی که نامیدنش وحدت
عربده ای پر از وحشت
تو چه می دانی یعنی چه؟
تو توهین را تحقیر نمی فهمی
تو تبعید را
زندان را
شکنجه و اعدام را
نمی دانی یعنی چه؟
ملتی غلتیده در خون
زاییده در اشک
پیوسته در درد
آخ گفتن موقوف!
آه کشیدن ممنوع!
تو چه می دانی یعنی چه؟
به ازای هر نفسم
به ازای هر تپشم
فکرها آید اندر سرم
که چه خواهد شد؟؟؟
پدرم بر می گردد؟؟؟
درد مظلومان فلسطینی را من می فهمم
تو فقط می دانی
هرگز نخواهی فهمید
تو فلسطین را
تو هموطن سنی را
هرگز نخواهی فهمید
داغ ها را
درد ها را
اشک ها را
تو چه می دانی یعنی چه؟
تو چه می دانی یعنی چه؟